تبليغاتX
پریان - وقتی تو رفتی...
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره 

از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم

باغبان در پی من تند دوید

 سیب را دست تو دید  غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم

و من اندیشه کنان   غرق این پندارم

 که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت!

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 16:25 توسط narges |